اشعار ویژه میلاد امام زمان (عج) محمد علی بیابانی

 
به این غبار، نگاهی که آفتاب شود
بسوز قلبِ مرا، کز غمت مُذابّ شود

دوباره رویِ تو را آسمانِ جمعه ندید
کدام جمعه، جمالِ تو ماهتاب شود؟

برای آمدنت، شب به شب دعا کردم
اشاره کن به دعایم که مستجاب شود

زمان به خاطرِ ما دیر دیر می‌گذرد
برایِ خاطرِ تو کاش پُرشتاب شود

امیدِ گریه، مرا هم صحابه‌ی خود کن
که آسمانِ نگاهم پر از سحاب شود

نباید اشکِ تو بر صورتِ زمین بچکد
سرشکِ چشمِ تو بایست که گلاب شود

من آمدم که سلامِ مرا جواب دهی
سلام می‌کنم و وای اگر جواب شود

اگر اجازه دهی روضه‌خوان شوم امشب
که قلبِ سوخته‌ات بیشتر کباب شود

برایِ کودکِ خود آب خواست، امّا حیف
همین دلیل بر این شد، حسین آب شود

بگویم از شررِ خنده‌های حرمله‌ای
که پاسخِ شرر گریه‌ی رباب شود

و شیرخواره پس از این زنیزه خواهد دید
که دستِ مادرِ او بسته در طناب شود

بسته شعری
 

اشعار ویژه میلاد امام زمان (عج) مهدی رحیمی

 
کشیده از همان آغاز نرجس انتظارش را
نه چندین روز و شب، نه ماه خالص انتظارش را

ولایت گر که شد معیار و روضه گر که شد مقیاس
برای شیعیان کردند شاخص انتظارش را

اگر شب منتظر باشی برای دیدن خورشید
یقین اینگونه بهتر می‌کنی حس انتظارش را

فقط فصل بهار و فصل تابستان نشو خیره
مکش‌ای پنجره اینگونه ناقص انتظارش را

پرانده با شمیم خویش شب بو عطر نامش را
کشیده با همان یک چشم نرگس انتظارش را

مفاتیح الجنان صد جلد دیگر داشت در توشیح
اگر می‌گفت: مرحوم محدث انتظارش را

نه تنها آل یاسین و سمات از او نشان دارند
نوشته در امین‌الله و وارث انتظارش را

شده کرب و بلا آیینه‌ای از منتظر‌ها پس
کشیده موقع جان دادن عابس انتظارش را

منم من روضه‌ی عباس تا اینکه بیاید او
کشیدم در خودم مجلس به مجلس انتظارش را

بسته شعری

اشعار ویژه میلاد امام زمان (عج) موسی علیمرادی

 
عشق رختیست که بر قامت جان دوخته ایم
این متاعی است که جان داده و نفروخته ایم

ترس از فقر ونداری دو جهان در ما نیست
عشق رزقیست که تا آخرت اندوخته ایم
 
عشق مشقیست که هرشب بنویسیم علی
عشق درسیست کز آن زیستن آموخته ایم

عشق یعنی علی و آل علی دیگر هیچ
شعله هستی از این عشق بر افروخته ایم

یازده بار علی بعد علی آمده است
یازده مرتبه از عشق علی سوخته ایم

گرچه در هردوجهان عشق به معنای علی است
آخرین عشق از این سلسه لیلای علی است

او همانیست که جا در دل ایمان دارد
عاشق عاقل و دیوانه فراوان دارد

او همانیست که از آل علی دل برده
جان زهراست که جا در دل جانان دارد

گرکه شانه بکشد سیل بلاکش ریزد
سر هر زلف خمش حلقه رندان دارد

هر که رفته به تماشای نگاهش گفته
جای چشمش به خدا مصحف قرآن دارد

اوهمانیست که هر چند ندیدنداو را
یک جهان آن قد و بالاش مسلمان دارد

خبر آمدنت را که ملائک دادند
همه ازشوق تو بر سجده شکر افتادند

خبر آمد گل بی خار به دنیا آمد
عاشقان حضرت دلدار به دنیا آمد

کلهم نور نبی اند پسر‌های علی
آخرین احمد مختار به دنیا آمد

یازه زاده زهرا همه شیرند و کنون
اخرین حیدر کرار به دنیا آمد

گرحسین بن علی سبط نبی شیرین است
او حسینیست که نه بار به دنیا آمد

سیزده کعبه به دور سر او می‌گردند
نقطه مرکز پرگار به دنیا آمد

اینکه از عشق رخش عشق به فریاد آمد
مهدی ماست که با حسن خدا داد آمد

عطر نرگس شدی و نیست از این بو خوشتر
حلقه دام بلا نیست از این مو خوشتر

سوی چشمان شما کعبه به پا کرده نماز
قبله‌ای نیست به والله از این سو خوشتر

نه غلط گفته هر انکس که بهشتت گفته
کی بهشت است به اندازه این رو خوشتر

گر که دیوان غزل مدح تو گوید نشود
از دوبیتی که نوشتی به دو ابرو خوشتر

روی لب‌های تو انگار سلیل است روان
هست از آب بقا، کوثر این جو خوشتر

جان فدای لب تو باد که در دید ه. مست
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست

نقل کردند که تو هیبت طا‌ها داری
نقل کردند که تو عصمت زهرا داری

بی گمان پشت ندارد زره ات، چون حیدر
نقل کردند که تو قدرت مولا داری

دشمنت هر که شود قبر خودش راکنده
همه جا پر شده که دیده سقا داری

گر رجز خوان بشوی اهل زمین می‌لرزند
این نشانیست که از اکبر لیلا داری

تو خودت یک تن یک کرب بلایی اقا
این غروریست که از زینب کبری داری‌
 
ای گل سر سبد عرش خدا یا مولا
جان زهرا قسمت می‌دهم آقا که بیا

سایه دست کریمت همه جا روی سرم
حسرت روی تو عمریست به چشمان ترم

هیچکس مشتری سینه تنگم نشده
جنس بنجل شده ام لطف کن آقا بخرم

صبح جمعه همه گفتند که تو می‌آیی
همه عمر قسم منتظر آن سحرم

هوس کرببلا این دل تنگم دارد
یک شب جمعه حرم با خودت آقا ببرم

کاش میشد که کمی گریه کن کرببلا
جای تو گریه کنم‌ای همه بال و پرم

چند قرن است که جانت شده آقا برلب
سینه ات پر شده از روضه زینب زینب

بسته شعری

اشعار ویژه میلاد امام زمان (عج) امیر عظیمی

 
سیزده بار زمین خورد دلم
سیزده مرتبه افسرد دلم
دفعه‌ی چاردهم مرد دلم
ناگه از قبر خودش دل پا شد
بخت من نیمه‌ی شعبان وا شد

کوکب طالعم امشب خندید
باز هم نور محمد تابید
خانه روشن شده، چون این خورشید
طلعتش فاطمی و حیدری است
حجت بن حسن العسگری است

پسری آمده دنیا، کاالشّمس
پسری زاده‌ی زهرا، کاالشّمس
صورتش، دُر دلارا، کاالشّمس
نور در نور بود در جلوات
به گل حضرت نرگس صلوات

نرجس از آمدنش مسرور است
پسرش پارچه‌ای از نور است
دل باباش حسن پر شور است
دست حق آمده با بیرقِ حق
زَهَقَ الباطِل و جاءَالحَقِ حق

نوه‌ی هاشمی عبد مناف
آل کعبه، که خودش هست مطاف
عرشیان دور سرش گرم طواف
زاده‌ی سید بطحا آمد
آخرین کعبه به دنیا آمد

ندبه‌های سحرم این آقاست
وارث تیغ دو دم، این آقاست
حیدر صف شکنم، این آقاست
خیبری زاده و خیرالناس است
هیبتش مثل عموش عباس است

تا که او ساکن این دنیا شد
پشت شیطان ز. قدومش تا شد
اسوه اش فاطمه‌ی زهرا شد
آمده شاد کند عالم را
حیدرآباد کند عالم را

شب تاریک به نورش محتاج
بشریت، به ظهورش محتاج
دین و قرآن به حضورش محتاج
با ظهورش بنماید نابود
نسل وهّابیت و آل سعود

از سر لطف علی و زهرا
قطره افتاده میان دریا
جمکرانی شده ام، شکر خدا
جمکران موعد ما در دنیاست
مسجد سهله‌ی ایران اینجاست

کاش وقتی که بیاید، باشم
برقع از چهره گشاید، باشم
تکیه بر کعبه نماید، باشم
روزی از کعبه زند بانگ جلی
طالب خون حسین بن علی

من همان منتقم خون خدام
صاحب ناحیه‌ی عاشورام
جد من کشته شد و بعد خیام
حرمتش را که به غارت بردند
عمه ام را به اسارت بردند

بسته شعری

اشعار ویژه میلاد امام زمان (عج) مجتبی خرسندی

 
منتظر باشید بت‌ها یک نفر خواهد رسید
از تبار بت شکن‌ها با تبر خواهد رسید

باز برپا کرده اید این روز‌ها بتخانه را
چون نمی‌دانید ابراهیم سرخواهد رسید

دیر آمد با نیامد فرق دارد، انتظار
گرچه عمر نوح باشد باز سر خواهد رسید

زیر پای کینه‌ی اهل ستم له می‌شوند
پاسبان لاله‌های خون جگر خواهد رسید

این شب یلدای دوری از امام عاشقان
گرچه طولانی ست، اما تا سحر خواهد رسید

ابر‌ها آماده‌ی باریدن رحمت شوید
از حضور حضرت باران خبر خواهد رسید

در زمین سینه‌ها بذر صبوری کاشتیم
باغبان‌ها همتی، فصل ثمر خواهد رسید

قصه‌های کودکی پایان خوبی داشتند
عاقبت آن مرد روزی ازسفر خواهد رسید

بسته شعری
 

اشعار ویژه میلاد امام زمان (عج) رضا قاسمی


شهر، آذین شده و منتظر یار شده
لحظه‌ی عاشقیِ “آمدن” انگار شده
آسمان چشم شد و روی زمین دوخته شد
ماه، همسایه‌ی دیوار به دیوار شده

“نکند یار بیاید … وَ نبینی او را …”
دلم از مردمک چشم، طلبکار شده
پر ستاره شده امشب همه جای عالم
آسمان روی زمین، چادر گلدار شده
عرش، تا صبح فقط دور زمین می‌گردد
سامرا کعبه شده، نقطه‌ی پرگار شده

یک نفر آمده که بود جهان منتظرش
صاحبی آمده که بوده “زمان” منتظرش

دردمندان همه هُشیار، دوا آمده است
غصه تعطیل، که معنای شفا آمده است
هر چه خواهید، بخواهید از این خانه فقط
بینوا‌ها بِشِتابید، نوا آمده است
“عالَم پیر، دگر باره جوان خواهد شد”.
چونکه مُشکِ نفس باد صبا آمده است
آی “دارا” نکنی فخر، به دارایی خود
آنکه عزت بدهد بر فقرا آمده است
آی مظلوم!، بپا خیز، علیه ظالم
چه نشستی که “معین الضعفا” آمده است

ندبه خوانان ظهور و همه محو اوییم
حرف‌های دلمان را به خودش می‌گوییم:

سرمان را به تو دادیم که سامان بدهی
درد‌ها را به تو گفتیم، که درمان بدهی
بَرَکت نیست دگر در برهوتِ بی تو
خشک شد کوزه‌ی ما کاش که باران بدهی‌
ای که دست تو پر از رزق خدایی باشد …
نان فراوان بُود …‌ای کاش که دندان بدهی
سرد و بی روح‌تر از ما که نداری آقا …
مثل مُردار … فقط کاش به ما جان بدهی
جانمان بر کف دست است، فقط لب‌تر کن
گوشمان را به تو دادیم که فرمان بدهی

ما دعای فرجت را همه دم می‌خوانیم
ما همه منتظر آمدنت می‌مانیم